سيد محمد باقر برقعى

4111

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

مرا نه خون به دل از جور چرخ گردون است 1038 * مرا نيست اى خرم آنها كه هست 1488 مرا وظيفهء تدريس در دبيرستان 503 * مرا هر لحظه در كويش گذرهاست 2582 مرا هميشه به درگاه دوست راهى هست 1149 * مراد مىطلبم از تو اى لسان الغيب ! 3840 مراست قبله‌ام ايران و هركجا گذرم 318 * مرثيه ( شعر نو ) 1369 مرد اگر مردانه باشد ، طالع و تقدير چيست ؟ 2736 * مرد حق‌گو هدف تير جفاست 2335 مرد قزوينى در آخور خر نيافت 1360 * مرد ماهيگير ( شعر نو ) 3736 مرد نشد چون ز حادثات هراسان 176 * مرد هنر را بلند خواست چو يزدان 1919 مردان خدا پردهء پندار دريدند 2693 * مردم ازبس در غمت ، خونابه از دل ريختم 2216 مردم به خدا بىتو در اين تنهايى 389 * مردم من و محبت تو در دلم هنوز 2544 مردمانى كه ز اقوام هم و خويش همند 2984 * مردن به راه عشق ، به منزل رسيدن است 2851 مرده آن دل كه در او شور تمناى تو نيست 3738 * مردى بزرگ بود كه زين خاكدان برفت 3891 مرديم و نديديم به عالم مردى 3742 * مرسوم گشت بار دگر عيد مهرگان 2390 مرغ اندوه ، در من خاموش 3007 * مرغ بريان گر نباشد ، غم مخور ، شلغم بخور 2616 مرغ پربسته و دلخسته ، اسير قفسم 2522 * مرغ دل پر مىزند تا زين قفس بيرون شود 346 مرغ دل را صيد كردى ، از يكى تير نگاهى 2006 * مرغ دلم از غم تو سرگردان است 3352 مرغ دلم پس از تو به شاخى مكان نجست 2300 * مرغ شب خوابيد و با ياد تو بيدارم هنوز 2572 مرغ عشقى در قفس چون شد اسير 1193 * مرغكى در ميان گلزارى 1796 مرغى ز شاخسارى ، پيدا و ناپديد 1365 * مركب جور چو بر صيد دلم تاخته‌اى 2012 مرگ و رفتن بود براى همه 2106 * مرنج از اينكه دلم از لب تو در گله باشد 1554 مزن آتش به جان خستهء من 2935 * مزن خنده ! كان چهرهء تابناك 3719 مژده اى دل كه دگرباره بهار آيد 1536 * مژده اى دوست به شهباز دل من دادند 2227 مژده اى گل ! كه سحر بلبل تو بازآمد 3849 * مژده اى مرغ چمن ! فصل بهار آمد باز 344 مژده اى منتظران ، كان شه خوبان آيد 1375 * مژده دهمت كه فرودين خواهد شد 760 مژده رسيد آشكار ، ز فضل پروردگار 127 * مژده كه دنياى پير ، از سر نوشد جوان 1385 مژده كه فصل بهار ، داد سحر عندليب 502 * مژده كه يارم ز سفر آمده 1552 مست مستم ساقيا دستم بگير 898 * مست مىخواهم تو را ، من مست مىخواهم تو را 2358 مستانه اگر بر سر بازار برندم 2550 * مستى كون و مكان در مى پيمانهء ماست 3731 مسعود سعد سلمان محبوس بود و من 3901 * مشتاق توام ، تو را به جان مىخواهم 1053 مشعل تابان عالم ، پاسدار دين ، حسين جان 2775